1404.04.28 | متخصصین
یک بیماری زوال عصبی است که معمولاً به کندی آغاز میشود و به تدریج رو به وخامت میرود. آلزایمر علت بروز ۶۰ تا ۷۰٪ موارد دمانس است. رایجترین علامت ابتدایی این بیماری، اختلال در حافظه کوتاهمدت و مشکل در به یاد آوردن اتفاقات اخیر است. با پیشرفت بیماری آلزایمر، علائم آن میتواند شامل مشکلات زبانی، مشکل در آگاهی از موقعیت (گمشدن)، نوسان خلقی، از دست دادن انگیزه، اهمال و بیتوجهی نسبت به خود و مشکلات رفتاری باشد. این بیماری بسیاری از خصوصیات رفتاری و هیجانی افراد را نیز تحت تأثیر قرار داده و سبب بروز ناراحتیهایی از قبیل علائم افسردگی (شامل فقدان احساس لذت، بیقراری، افسردگی، کاهش اشتها و وزن، عدم وجود تمرکز و احساس گناه)، علائم روانی (شامل توهم، هذیان و سوءظن) و نیز رفتارهایی مثل آشفتگی، سرگردانی، پرخاشگری و خشونت در این بیماران میشود. با وخیمشدن آلزایمر، بیمار معمولاً از خانواده و جامعه کنارهگیری میکند.
علت بیماری آلزایمر چندان شناختهشده نیست.
عوامل ریسک محیطی و ژنتیک مختلفی با ایجاد این بیماری مرتبط شدهاست. قویترین عامل ریسک ژنتیک این بیماری، ناشی از الل آپولیپوپروتئین ایی است.
عوامل ریسک دیگر آلزایمر عبارتند از ترومای سر، افسردگی بالینی و فشار خون بالا.روند این بیماری ارتباط زیادی با تشکیل پلاکهای آمیلوئیدی، تودههای نوروفیبریلار و از بین رفتن ارتباطات عصبی در مغز دارد.تشخیص آلزایمر با بررسی سابقهٔ بیمار و انجام آزمون شناختی با استفاده از تصویربرداری پزشکی و آزمایش خون برای حذف سایر علل احتمالی انجام میشود.علائم اولیه آلزایمر اغلب با سالخوردگی طبیعی اشتباه گرفته میشود.برای تشخیص قطعی آلزایمر، آسیبشناسی بافت مغز لازم است اما این آزمایش تنها پس از مرگ بیمار میتواند انجام شود. تغذیهٔ خوب، فعالیت جسمی و مشارکت اجتماعی بهطور کلی برای سالخوردگان مفیدند و ریسک بروز افت شناختی و بیماری آلزایمر را نیز کاهش میدهند
تا کنون راهی برای توقف یا جلوگیری از پیشرفت این بیماری شناخته نشده اما برخی درمانها به بهبود علائم بیماری کمک میکنند. بیماران آلزایمر تا حد زیادی متکی به کمک دیگران میشوند و بار روانی جسمی و روانی سنگینی به مراقب آنها تحمیل میشود. داشتن برنامه ورزش میتواند در بهبود فعالیتهای روزمره بیمار مفید باشد
زنان بیشتر از مردان دچار آلزایمر می شوند.
روند بیماری آلزایمر را معمولاً در سه مرحله توصیف میکنند که درخصوص مشکلات شناختی و کارکردی، الگویی پیشرونده دارد. این سه مرحله عبارتاند از: اولیه یا خفیف، میانه یا متوسط، و متاخر یا شدید. بیماری آلزایمر، قسمت هیپوکامپ مغز را هدف میگیرد که با حافظه مرتبط است و به همین دلیل علائم اولیه این بیماری، نقص حافظه است و با پیشرفت بیماری، نقص حافظه شدت میگیرد.
.اغلب به اشتباه به پیری یا استرس نسبت داده میشود.آزمایشهای عصبروانشناسی میتواند مشکلات شناختی خفیف را تا هشت سال پیش از تحقق معیارهای بالینی تشخیص آلزایمر، شناسایی کند. این علائم اولیه میتواند بر فعالیتهای پیچیده روزمره اثر بگذارد.مشهودترین نقص، از دست رفتن حافظه کوتاهمدت است که معمولاً به شکل فراموشکردن اتفاقات اخیر و ناتوانی از یادگرفتن اطلاعات جدید بروز میکند.
مشکلات ظریف در کارکردهای اجرایی مغز مثل توجه، برنامهریزی، انعطافپذیری و تفکر انتزاعی یا نقص در حافظه معنایی (حافظه معناها و روابط مفهومی) نیز میتواند نشاندهنده مراحل اولیه بیماری آلزایمر باشد. بیتفاوتی و افسردگی نیز ممکن است در این مرحله دیده شود که بیتفاوتی در کل مراحل این بیماری جزو پایدارترین علائم است. به مرحله پیشابالینی آلزایمر، عنوان اختلال شناختی خفیف (MCI) نیز دادهاند. این معمولاً مرحله انتقالی میان سالخوردگی طبیعی و دمانس است. MCI میتواند با طیف مختلفی از علائم ظاهر شود و هنگامی که از دست رفتن حافظه تبدیل به علامت اصلی و شاخص شود، به آن amnestic MCI گفته میشود و معمولاً مرحله مقدماتی بیماری آلزایمر تلقی میشود. amnestic MCI به احتمال بالای ۹۰٪ همراه با بیماری آلزایمر است.
در افراد مبتلا به آلزایمر، نقص فزاینده یادگیری و حافظه در نهایت منجر به تشخیص قطعی بیماری میشود. در درصد کمی از مبتلایان، مشکلات در زبان، کارکردهای اجرایی، ادراک (ادراکپریشی) یا انجام حرکات (آپراکسی) شاخصتر از مشکل حافظه هستند.
آلزایمر تمام قابلیتهای حافظه را به یک اندازه تحت تأثیر قرار نمیدهد. خاطرات قدیمیتر از زندگی فرد (حافظه رویدادی)، آموختهها (حافظه معنایی) و حافظه ناآشکار (حافظه بدن در مورد نحوه انجام کارها مثلاً استفاده از قاشق و چنگال یا نوشیدن از لیوان) آسیب نسبتاً کمتری میبینند.
مشکلات زبانی در این بیماری عمدتاً به شکل کاهش دایره واژگان و فصاحت بروز میکند و منجر به ضعف در مهارتهای شفاهی و کتبی زبان میشود.در این مرحله، بیمار معمولاً قادر است ایدههای اساسی را به قدر کافی منتقل کند.بیمار میتواند حرکاتی مثل نوشتن، نقاشی کردن، لباس پوشیدن و غیره را انجام بدهد اما ممکن است در هماهنگی و برنامهریزی برخی حرکات دچار مشکل شود (آپراکسی) که البته چندان محسوس نیست. با پیشرفت بیماری، مبتلایان آلزایمر اغلب میتوانند بسیاری از کارها را مستقلاً انجام بدهند اما در فعالیتهایی که نیازمند توانایی شناختی بالاست، ممکن است نیاز به کمک یا نظارت داشته باشند.
زوال پیشرونده کارکردهای مغز در این بیماری باعث میشود که بیمار بعد از مدتی دیگر قادر نباشد رایجترین کارهای روزمره را انجام بدهد. به دلیل ضعف در به یاد آوردن واژگان (نامپریشی)، مشکلات گفتاری بیمار مشهود میشود و باعث میشود فرد در جایگزینی کلمات به مشکل بربخورد (پارافازیا). مهارتهای خواندن و نوشتن به مرور از دست میروند.
ترتیب حرکات پیچیده بدن با گذشت زمان و پیشرفت بیماری کاهش مییابد و به همین دلیل خطر افتادن بیمار بالا میرود.طی این مرحله، مشکلات حافظه بدتر میشود و ممکن است بیمار اقوام نزدیک خود را نشناسد. نقص حافظه بلندمدت نیز آغاز میشود.
مغز طبیعی در سمت چپ و مغز فرد مبتلا به مراحل آخر آلزایمر در سمت راست
تغییرات رفتاری و روانی-روانشناختی بیمار مشهودتر میشود که رایجترین نشانههای آن سرگردانی و پرسهزنی، کجخلقی و زودرنجی، تغییرات عاطفی منجر به گریستن، برونریزیهای ناگهانی پرخاشگری یا مقاومت در برابر مراقبت دیگران است. نوع خاصی از سرگردانی و بیقراری به نام Sundowning نیز ممکن است بروز کند.حدود ۳۰ درصد مبتلایان آلزایمر دچار اختلال تعیین هویت و دیگر اختلالات توهمی میشوند.
بیمار درک نسبت به پیشرفت بیماری و محدودیتهای ناشی از آن را از دست میدهد (انوسوگنوزیا). ممکن است بیاختیاری ادرار ایجاد شود. این علائم برای خانواده و مراقبان بیمار استرس زیادی ایجاد میکند که این استرس را میتوان با انتقال بیمار از منزل به آسایشگاه کاهش داد.
در مرحله نهایی و شدید آلزایمر، بیمار کاملاً به مراقبان خود وابسته میشود.قابلیتهای زبانی محدود به عبارات ساده و حتی کلمات میشود و در نهایت بیمار توان سخنگفتن را از دست میدهد. علیرغم از بین رفتن تواناییهای زبانی، اغلب بیماران میتوانند سیگنالهای عاطفی را دریافت کرده و بازگردانند. هرچند پرخاشگری ممکن است در این مرحله نیز وجود داشته باشد اما بیتفاوتی شدید و خستگی مفرط به مراتب شایعترند. بیمار در نهایت قادر نخواهد بود حتی سادهترین کارها را مستقلاً انجام بدهد؛ توده عضلات و تواناییهای حرکتی بیمار به حدی کاهش پیدا میکند که بیمار زمینگیر میشود و قادر به تغذیه نیست. علت مرگ در این مرحله از بیماری اغلب عاملی بیرونی است مثل عفونت زخم بستر یا سینهپهلو، و نه خود بیماری آلزایمر.
بیماری آلزایمر هنگامی رخ میدهد که مقادیر غیرطبیعی آمیلوئید بتا به صورت خارجسلولی در قالب پلاک آمیلوئیدی و پروتئین تاو، و بهصورت داخلسلولی در قالب تودههای نوروفیبریلار در مغز ایجاد میشود و بر عملکرد عصبی و ارتباطات مغز تأثیر میگذارد و منجر به نابودی تدریجی عملکرد مغز میشود. این تغییر در توانایی پاکسازی پروتئین (اتوفاژی) مربوط به سن است، توسط کلسترول تنظیم میشود و با دیگر بیماریهای زوال عصبی نیز مرتبط است.
علت اغلب موارد آلزایمر هنوز عمدتاً ناشناخته است، به جز ۱ تا ۲ درصد موارد که در آنها تفاوتهای ژنتیک تعیینکننده شناسایی شدهاست. تا کنون چندین فرضیه مختلف برای توضیح علت شکلگیری این بیماری مطرح شدهاست.
ژنتیک
جهش اوساکا
فرضیه کولیترژیک
فرضیه آمیلوئید
فرضیه تاو
فرضیه التهاب
گرچه هنوز درمانی برای بیماری آلزایمر وجود ندارد اما با استفاده از داروها میتوان سرعت پیشرفت بیماری را کند کرد و از شدت اختلال حافظه و مشکلات رفتاری بیمار کاست. داروهای مورد تأیید برای بیماری آلزایمر شامل موارد زیر است:
اگر با روشهای غیر دارویی نتوان رفتارهای آزاردهنده، بیقراری و پرخاشگری بیمار را کمتر کرد میتوان از داروهای جدید ضد جنون مثل اولانزاپین، کوئنتیاپین و ریسپریدون استفاده کرد. گاهی اوقات افسردگی سبب پرخاشگری بیمار است که با استفاده از داروهای ضد افسردگی مثل فلوکستین میتوان آن را درمان کرد.
در بیماری آلزایمر مقدار استیل کولین که یکی از واسطههایی شیمیایی مداخله گر در حافظهاست کم میشود. داروهای مختلفی برای افزایش مقدار استیل کولین پایانههای عصبی استفاده میشوند از جمله ریواستیگمین (Exelon)، دانپزیل (Aricept)، و گالانتامین (Razadyne). این داروها سبب بهبود حافظه، عملکرد شناختی و عملکرد اجتماعی بیمار میشوند. این داروها تا حدودی رفتارهای غیرطبیعی بیمار را نیز اصلاح میکنند. مشکل عمده این داروها عوارض گوارشی، تهوع، استفراغ، دل پیچه و اسهال است که با افزایش تدریجی دارو، مصرف همراه صبحانه و شام و با مایعات یا آبمیوه از شدت عوارض کاسته میشود.
داروی دیگری که در درمان موارد متوسط تا شدید بیماری آلزایمر استفاده میشود و تا حدودی هم اثرات محافظتی بر روی سلولهای مغزی دارد ممانتین است. این دارو نیز سبب بهتر شدن توانایی شناختی و حافظه بیمار میشود. گیجی و منگی مهمترین عوارض این دارو هستند. دارو را میتوان همراه با غذا مصرف کرد. داروهایی که اثر بخشی آنها به تأیید نرسیدهاست: داروها مختلف شیمیایی و گیاهی وجود دارند که بر اساس برخی مطالعات برای بیماری آلزایمر توصیه شدهاند اما اثر بخشی آنها هنوز به تأیید نرسیدهاست. ویتامینها مثل ویتامینE، ویتامینهای گروه ب، امگا ۳، استروژن، جینکوبیلوبا، داروهای ضد التهاب مثل بروفن از این دسته داروها هستند. رژیم غذایی سالم شامل مصرف روزانه سبزی و میوه و کاهش مصرف چربیهای اشباع به علاوه مصرف مناسب مواد غذایی حاوی ویتامینهای «آ، سی و ای» یکی از راههای مهم پیشگیری از آلزایمر است.
گاما سکرتاز سابقاً برای درمان آلزایمر مورد آزمایش قرار گرفته بود.
پژوهشگران دانشگاه پزشکی شیکاگو با بررسی عادت غذایی ۶۰۰۰ نفر دریافتند که آن دسته از افرادی که دچار مشکلات فراموشی و نظایر آن نیستند، در عادت غذایی خود غذاهای سرشار از ویتامین ای گنجاندهاند. ویتامین ای، رادیکالهای آزاد را که محتملاً میتوانند به سلولهای مغز آسیب بزنند، مهار میکند.
گروه خونی افراد میتواند در ابتلای آنها به بیماریهای زوال شناختی مانند آلزایمر تأثیرگذار باشد. گروه خونی نقش مهمی در رشد سیستم ایمنی بدن ایفا کرده و ممکن است باعث خطر بالاتر ابتلا به زوال شناختی شود. افراد دارای گروه خونی O از ماده خاکستری بیشتری در مغز خود نسبت به گروههای خونی A ,B و AB برخوردارند که این امر به حفاظت در برابر بیماریهایی مانند آلزایمر کمک خواهد کرد. دارندگان گروه خونی O از ماده خاکستری بیشتری در بخش خلفی مخچه برخوردارند. در مقایسه، افراد با گروههای خونی A, B یا AB دارای حجم کوچکتری از ماده خاکستری در مناطق تمپورال و لیمبیک مغز از جمله هیپوکامپ چپ هستند که یکی از نخستین بخشهایی از مغز است که در اثر آلزایمر، آسیب میبیند.
مشخص شده، فعالیت ایمنی سلولهای آستروسیت به عنوان سلولهایی که آمیلوئیدهای بتا را فاگوسیت کرده و از طرفی با بیان سایتوکینها باعث ایجاد التهاب میشوند با بیماری آلزایمر در ارتباط است. طبق مطالعات انجام شده، فاکتورهای خونی هِم و هموگلوبین هر دو در بافت مغز افراد مبتلا به آلزایمر افزایش مییابد. تأثیر این دو فاکتور خونی بر روی آستروسیتها به این صورت است که هِم و هموگلوبین باعث کاهش بیان سایتوکینها میشود و در حضور این دو فاکتور میزان ورود آمیلوئیدهای بتا به درون سلولهای آستروسیت کاهش پیدا میکند. از طرفی بیان گیرندههای سطح سلول آستروسیت بنام CD36 در حضور هِم و هموگلوبین نیز کاهش پیدا میکند. همچنین تأثیر هِم و هموگلوبین به آمیلوئید بتا به این صورت است که، به نسبت ۲:۱ برای هِم و ۱:۱ برای هموگلوبین متصل میشوند و بر روی مورفولوژی آمیلوئیدهای بتا اثر گذاشته که باعث ایجاد فرم التهابی آن میشوند. از طرفی هِم و هموگلوبین به آمیلوئیدهای بتا با وزن مولکولی بالا وصل میشوند.
چنانچه شخص ۴ یا ۵ نشانه زیر را داشته باشد، باید به پزشک مراجعه کند.
• اختلال حافظه که فعالیتهای روزانه را دچار اشکال میکند.
• مشکلات در انجام کارهای عادی مثلاً فراموش میکند، غذا بپزد.
• ضعف بیان و استفاده از کلمات نامناسب برای صحبت کردن
• گم کردن زمان مکان مثلاً روز و شب
• کاهش قضاوت (اختلال در تصمیمگیری)
• اختلال تفکر ذهنی (حسابهای مالی – ارقام)
• جابهجا گذاشتن اجسام مثلاً ساعت را روی گاز میگذارد
• تغییرات در حالت و رفتار (خنده – گریه – عصبانیت)
• انگیزه را از دست میدهند و بیتوجه میشوند
• تغییر شخصیت (منزوی شدن – عصبانی شدن)
• اخیراً محققان کالج لندن در انگلستان موفق به شناسایی پروتئینی در خون شدهاند که عامل توسعه اختلال شناختی است و بسیار قبل تر از مشاهده علایم آلزایمر، میتواند بیماری را پیشبینی کند. نتایج این پژوهش که روی بیش از یکهزار پروتئین خونی در ۲۱۲ داوطلب صورت گرفتهاست، نشان میدهد که پروتئین MAPKAPK5 در خون افرادی که به آلزایمر مبتلا میشوند، کمتر از افراد عادی است.
یکی دیگر از روشهای جدید تشخیص زودهنگام آلزایمر از طریق بزاق است. با بررسی سطح هورمون استرس در بزاق میتوان احتمال آلزایمر و زوال عقل در سالمندان را تشخیص داد.
• نوع فرعی زوال عقل:
• با آغاز زودرس: اگر آغاز آن در ۱۵ سالگی یا پایینتر است.
• با آغاز دیررس: اگر آغاز آن پس از ۱۵ سالگی است.
هنوز راه ثابت شدهای برای جلوگیری از ابتلاء به آلزایمر وجودندارد، چراکه عامل یا عوامل اصلی این بیماری ناشناخته است. پژوهشها نشان میدهند که دیابت و هر بیماری دیگری که بر قند خون تأثیر داشته باشد، در عملکرد مغز و سیستم اعصاب اختلال وارد میکند. افزایش قند خون، سبب افزایش سطح آمیلوئید بتا در بدن بیمار میشود. آمیلوئید بتا نشان دهنده پپتیدهایی از اسید آمینه هستند که مهمترین جزء پلاکهای آمیولوئید در مغز بیماران مبتلا به آلزایمر بهشمار میآیند. با اینحال یکی از بهترین راههایی که امروزه برای پیشگیری از ابتلاء به آلزایمر بیان میشود، همان راههایی است که برای کاهش خطر ابتلاء به بیماریهای قلبی بیان میشوند.
کنترل موارد مهمی که بر سلامت قلب تأثیر دارد، مانند، فشارخون بالا، چاقی و دیابت ممکناست بتواند به پیشگیری از ابتلاء به آلزایمر کمک کند.
افزایش تحرک و فعالیت جسمی، روابط اجتماعی و رژیم غذایی سالم میتواند، خطر ابتلاء به آلزایمر را کاهش دهد.
برای پیشگیری، استفاده از ذهن مثل یادگیری دو زبان و حل جدول، معاشرت با دیگران، انتخاب زندگی سالم، کنترل کلسترول، جلوگیری از چاقی، تغذیه سالم، مصرف امگا ۳ و ماهی، ورزش کردن و توجه به فشار و قند و پیشگیری از ضربه سر کمک کننده است. بیماری لثه میتواند مشکل حافظه در بیماران آلزایمری را تشدید کند.محققین دریافتهاند زوال عقل در افرادی که توامان آلزایمر و بیماری لثه دارند سریعتر است. پیشرفت آلزایمر ناشی از التهاب حاصل از افزایش سلولهای ایمنی موسوم به میکروگلیا در مغز است و در صورت جلوگیری از این التهاب، پیشرفت بیماری متوقف میشود. نتایج یک تحقیق نشان میدهد توقف تولید سلولهای ایمنی جدید در مغز میتواند اختلال حافظه را که در بیماری آلزایمر مشاهده میشود، کاهش دهد.
زوال عقل
حافظه و اختلالات شناختی
نشانهها و علائم اولیه
عوامل ژنتیکی و محیطی
راههای پیشگیری
درمان و مدیریت
بیومارکرها / نشانگرهای زیستی
پلاک آمیلوئید و تاو
سبک زندگی سالم