1404.04.29 | مراقبت
به اختصار PD، اختلال پیشرونده، مخرب و درازمدت دستگاه عصبی مرکزی است که عمدتاً سیستم حرکتی بدن را مختل میکند که با کندی حرکات و رعشه و سفتی عضلات همراه است. نشانههای این بیماری معمولاً آرام و بهتدریج ظاهر میشوند و با پیشرفت بیماری، علائم غیرحرکتی نیز بروز میکنند. آشکارترین نشانههای زودرس این بیماری عبارتند از لرزش، خشکی در حرکت بدن، آرامشدن حرکات و دشواری در راهرفتن. نشانههای شناختی و رفتاری این بیماری نیز در اغلب افراد معمولاً به شکل افسردگی، اضطراب و فقدان علاقه و هیجان بروز میکند. در مراحل پیشرفتهٔ بیماری پارکینسون، بعضاً زوال عقل نیز شایع است. فرد مبتلا به پارکینسون ممکن است مشکلاتی در خوابیدن و سیستم حواس خود نیز تجربه کند.
نشانههای حرکتی این بیماری به علت از بین رفتن سلولها در تودهٔ سیاه مغز و در نتیجه کاهش دوپامین (که یک انتقالدهندهٔ عصبی است) رخ میدهد. دوپامین برای حفظ الگوهای حرکتی طبیعی بدن اهمیت زیادی دارد . در بیماری پارکینسون، از بین رفتن نورونها (یاختههای عصبی) در سایر بخشهای مغز هم رخ میدهد و زمینهساز برخی علائم غیرحرکتی این بیماری میشود. علاوه بر کاهش دوپامین و سلولهایی که دوپامین میسازند، پروتئینی به نام آلفا-ساینوکلین هم در بیماری پارکینسون نقش دارد. آلفا-سینوکلئین در حالت عادی به برقراری ارتباط نورونها با یکدیگر کمک میکند اما در بیماری پارکینسون، این پروتئین در تودههای میکروسکوپی به نام جسم لویی کپهکپه جمع میشود.
دو فاکتور ژنتیکی و محیطی در بروز آن نقش دارند. از این میان میتوان به فاکتورهایی مانند افزایش سن، پیشینهٔ خانوادگی ابتلا به بیماری پارکینسون، جهشهای ژنتیکی، جنسیت، قرار گرفتن در معرض سموم دفع آفات، مصرف و..
تشخیص عمدتاً بر اساس نشانههای این بیماری بهخصوص نشانههای حرکتی انجام میشود. از آزمایشهایی مانند تصویربرداری عصبی میتوان برای تشخیص قطعی و کنار گذاشتن سایر بیماریها استفاده کرد. پارکینسون معمولاً در افراد بالای ۶۰ سال بروز میکند. مردان بیشتر از زنان به این بیماری مبتلا میشوند و نسبت ابتلای مردان به زنان ۳ به ۲ است.پارکینسون ممکن است در افراد زیر ۵۰ سال نیز ایجاد شود که در این صورت پارکینسون زودرس خوانده میشود.
درمان اولیه معمولاً با تجویز داروهای لوودوپا، داروهای بازدارندهٔ مونوآمین اکسیداز، یا داروهای آگونیست دوپامین شروع میشود. با پیشرفت بیماری، اثر این داروها کمتر میشود و عوارض جانبی مانند دیسکینزی (حرکات غیرارادی عضلات) بروز میکند. در این مرحله، ممکن است داروها به صورت ترکیبی استفاده و دوز آنها افزایش داده شود.مشخص شدهاست که رژیم غذایی و برخی اشکال کاردرمانی در بهبود این علائم تا حدی مؤثر است.در مواردی که بیمار دچار علائم شدید حرکتی است و به دارو پاسخ نمیدهد، گاهی از جراحی برای قراردادن ریز الکترونیک و تحریک عمقی مغز استفاده میشود. درخصوص درمان علائم غیرحرکتی پارکینسون مثل اختلال خواب و مشکلات عاطفی، شواهد کمتری در دست است.
عبارتند از محمدعلی کلی (بوکسور مشهور)، مایکل جی. فاکس (بازیگر)، دیویس فینی (دوچرخهسوار المپیک) و آلن آلدا (بازیگر).
بیماری پارکینسون شایعترین نوع پارکینسونیسم است و بعضاً «پارکینسونیسم ایدیوپاتیک» نامیده میشود که یعنی پارکینسونیسم بدون علت شناختهشده.
بین بیماریهای ردهٔ تاوپاتی و سینوکلئینپاتی، همپوشانیهای بالینی و پاتولوژیک قابلتوجهی وجود دارد اما تفاوتهایی نیز به چشم میخورد. مبتلایان به بیماری آلزایمر، برخلاف مبتلایان پارکینسون، اغلب دچار از دست رفتن حافظه میشوند. نشانههای اصلی و اساسی پارکینسون (کندی حرکات، لرزش، خشکی و بیثباتی وضعیت بدن) معمولاً جزو نشانههای آلزایمر نیستند.
شناختهشدهترین علائم پارکینسون، علائم حرکتی هستند.
علائم غیرحرکتی شامل اختلال در دستگاه عصبی خودمختار، مشکلات عصبی-روانی (تغییر خلقوخو، تواناییهای شناختی، رفتار یا فکر)، مشکلات حسّی (بهخصوص تغییر حس بویایی) و مشکلات مربوط به خواب نیز در مبتلایان این بیماری شایع هستند. برخی از این علائم غیرحرکتی ممکن است در زمان تشخیص بیماری نیز وجود داشته باشند.
علائم حرکتی( لرزش،کندی حرکت،سفتی)
علائم غیرحرکتی( اختلال خواب،افسردگی،اختلالات شناختی)
علائم عصبی روانی
پارکینسون بر پایهٔ چهار نشانهٔ اصلی بیماری مشخص میشود؛ ارتعاش و لرزش دست و پا در حال استراحت (ترمور)، کندی حرکات (برادی کنزی Bradikensi)، سختی و خشکشدن دست و پا و بدن (Regidity) و صورت ماسکیشکل (Flatface) چهار نشانهٔ اصلی پارکینسون هستند.
در مراحل اولیهٔ بیماری، ارتعاش اندام بهصورت ملایم و معمولاً در یک طرف بدن وجود دارد و احتیاجی به درمان نیست اما با پیشرفت بیماری، فرد دیگر قادر نیست لرزشهای شدید اندام خود را کنترل کند بهویژه هنگامی که میخواهد تمرکز بیشتری داشته باشد.
اگر دو یا بیشتر از این نشانهها در بیمار دیده شود، مخصوصاً وقتی که در یک سمت بدن بیشتر از سمت دیگر پدیدار شود، تشخیص پارکینسون داده میشود مگر اینکه نشانههای همزمان دیگری وجود داشته باشد که بیماری دیگری را نمایان کند. بیمار ممکن است در اوایل، بیماری را با لرزش دست و پا یا با ضعیف شدن حرکت احساس کند و دریابد که انجام هر کاری بیشتر از حد معمول طول میکشد یا اینکه سختی و خشکشدن حرکت دست و ضعف تعادل را تجربه میکند. نخستین نشانههای پارکینسون مجموعهای متفاوت از ارتعاش، برادیکنزیا، سفت شدن عضلات و تعادل ضعیف هستند.
تغییراتی در حالت صورت و چهره نیز روی میدهد، از جمله ثابتماندن (fixation) حالت صورت (ظاهراً احساسات کمی بر چهره نمایان میشود) یا حالت خیرگی چشم (به دلیل کاهش پلکزدن). علاوه بر اینها، خشک شدن شانه یا لنگیدن پا در سمت تحت تأثیر قرار گرفته از عوارض دیگر این بیماری است. افراد مسن ممکن است نمایانشدن یک به یک این نشانههای پارکینسون را به افزایش سن ربط بدهند، ارتعاش را «لرزش» بدانند، برادیکنزیا را به «آرامشدن عادی» و سفتشدن عضلات را به «آرتروز» نسبت بدهند. حالت قوز (stooped) این بیماری را هم خیلی از این افراد به سن یا پوکی استخوان (osteoporosis) ربط میدهند.
تغییراتی در حالت صورت و چهره نیز روی میدهد، از جمله ثابتماندن (fixation) حالت صورت (ظاهراً احساسات کمی بر چهره نمایان میشود) یا حالت خیرگی چشم (به دلیل کاهش پلکزدن). علاوه بر اینها، خشک شدن شانه یا لنگیدن پا در سمت تحت تأثیر قرار گرفته از عوارض دیگر این بیماری است. افراد مسن ممکن است نمایانشدن یک به یک این نشانههای پارکینسون را به افزایش سن ربط بدهند، ارتعاش را «لرزش» بدانند، برادیکنزیا را به «آرامشدن عادی» و سفتشدن عضلات را به «آرتروز» نسبت بدهند. حالت قوز (stooped) این بیماری را هم خیلی از این افراد به سن یا پوکی استخوان (osteoporosis) ربط میدهند. هم بیماران مسن و هم بیماران جوان ممکن است پس از بیش از یک سال که با این عوارض روبهرو بودهاند برای تشخیص به پزشک مراجعه کنند.
![]()
پارکینسون میتواند منجر به مشکلات عصبی-روانی از سطح خفیف تا شدید بشود از جمله اختلالات خلقوخویی، شناختی، رفتاری و فکری.اختلالات شناختی ممکن است در مراحل اولیهٔ بیماری بروز کند، گاهی قبل از تشخیص، و طی روند بیماری شدیدتر شود. شایعترین نقص شناختی در پارکینسون، اختلال کارکردهای اجرایی است که میتواند شامل مشکل در برنامهریزی، انعطافپذیری شناختی، تفکر انتزاعی، کنترل تکانه، حافظهٔ کاری و کنترل توجه باشد. دیگر مشکلات شناختی در پارکینسون عبارتند از کاهش سرعت پردازش شناختی، اختلال در بازیابی (حافظه)، اختلال در ادراک و تخمین زمان.
فرد مبتلا به پارکینسون، دو تا شش برابر بیش از سایر افراد ریسک ابتلا به زوال عقل دارد. شیوع زوال عقل با افزایش سن، و تا حد کمتری با طیشدن مدت بیشتری از آغاز بیماری، افزایش پیدا میکند. زوال عقل منجر به کاهش کیفیت زندگی بیمار و مراقبتکنندگان وی، افزایش مرگ و افزایش احتمال نیاز به بستریشدن درتخت می شود که نیاز به مراقبت از سالمندان درمنزل توسط کمک پرستاری باتجربه امری حیاتی می باشد .
اختلالات کنترل تکانه از جمله اختلال قماربازی، رفتارهای جنسی افراطی و جبری، پرخوری افراطی، خرید افراطی و جبری، و سخاوت افراطی و بیپروا، همگی ممکن است بر اثر داروهای پارکینسون ایجاد شود بهخصوص داروهای خوردنی آگونیست دوپامین.
رفتار تکراری (Punding) که در آن رفتارهای یکسانِ پیچیده، مکرر و بیهدف برای ساعتها انجام میشود نیز مشکل دیگری است که ممکن است بر اثر مصرف داروهای پارکینسون بروز کند.
روانپریشی، علامتی است که بازهای بین ۲۶ تا ۸۳ درصد مبتلایان پارکینسون دچار آن میشوند.
حدود ۵۰ درصد مبتلایان پارکینسون طی روند پیشرفت بیماری، دچار توهم و هذیان میشوند که ممکن است حاکی از آغاز زوال عقل باشد. توهمات بیمار ممکن است خفیف باشد (مثلاً حس میکند کسی بهسرعت از کنارش رد میشود یا کسی/چیزی کنار یا پشت سرش ایستاده) اما در موارد شدید، بیمار دچار توهمات کاملاً واضح دیداری و افکار پارانویا میشود. توهمات شنوایی در پارکینسون چندان شایع نیست. روانپریشی اکنون بخشی جداییناپذیر از بیماری پارکینسون محسوب میشود. روانپریشی همراه با توهم و روانآشفتگی، یکی از مشکلات شناختهشده ناشی از داروهای ضدپارکینسون است و البته ممکن است ناشی از عفونتهای ادراری هم باشد (بهخصوص در سنین بالاتر)
تغییر رفتار و خلقوخو در میان افراد مبتلا به پارکینسون شایعتر از سایرین است و معمولاً در پارکینسون همراه با زوال عقل دیده میشود. رایجترین مشکلات خلقوخویی عبارتند از افسردگی، بیتفاوتی و اضطراب.
طبق تخمینهای موجود، افسردگی در ۲۰ تا ۳۵ درصد مبتلایان پارکینسون رخ میدهد و ممکن است در هر مرحلهای از بیماری ایجاد شود. افسردگی ممکن است علائمی مثل خود پارکینسون داشته باشد (مثل خستگی، بیخوابی و مشکل تمرکز) و همین امر بعضاً تشخیص آن را دشوار میکند. عدمتعادل و تغییر در سطح دوپامین، سروتونین و هورمونهای نوراپینفرین، بهعنوان علت اصلی افسردگی در مبتلایان پارکینسون شناخته شدهاست.
علت دیگر، ناتوانی و مشکلات جسمی است که به خاطر خود بیماری ایجاد میشود.علائم افسردگی ممکن است به شکل ازدستدادن علاقه، احساس غم، احساس گناه، حس بیپناهی و ناامیدی، و افکار خودکشی بروز کند. فکر خودکشی در مبتلایان پارکینسون بیش از سایرین است اما تلاش برای خودکشی در میان آنها پایینتر از افراد افسردهٔ بدون پارکینسون است.برخی از عواملی که ریسک بروز افسردگی در بیماران پارکینسون را افزایش میدهد عبارتست از بروز بیماری در سن زیر ۵۰ سال، زن بودن، سابقهٔ افسردگی، مشکلات حرکتی شدید و غیره.
تخمین زده میشود که ۳۰ تا ۴۰ درصد (در برخی منابع ۶۰ درصد) مبتلایان پارکینسون دچار اضطراب هستند. اضطراب اغلب طی دورههای OFF بیماری (یعنی اوقاتی که داروها به خوبیِ قبل جواب نمیدهند) بروز میکند. افراد مبتلا به پارکینسون بیش از سایرین دچار حملهٔ پانیک میشوند. علائم اضطراب طیف گستردهای دارند: از علائم خفیف و موردی گرفته تا علائم شدید و مزمن؛ و علل بالقوهٔ آن عبارتند از سطح غیرطبیعی گاما آمینوبوتیریک اسید و شرم یا ترس به خاطر خود بیماری یا علائم آن.
برخی عوامل که ریسک بروز اضطراب در بیماران پارکینسون را افزایش میدهد عبارتست از بروز بیماری در سن زیر ۵۰ سال، زن بودن و دورههای OFF بیماری.
اختلال خواب یکی از شاخصههای بیماری پارکینسون است و ممکن است بر اثر مصرف دارو بدتر شود. علائم اختلال خواب ممکن است به صورت خوابآلودگی در روز (از جمله حملات ناگهانی خواب شبیه به نارکولپسی)، اختلال در حرکت تند چشم در خواب، یا بیخوابی ظاهر شود.اختلال رفتاری حرکت سریع چشم در خواب در مبتلایان پارکینسون گاهی باعث میشود به خودشان یا کسی که کنارشان میخوابد آسیب بزنند و ممکن است سالها پیش از ایجاد علائم حرکتی یا شناختی پارکینسون یا دمانس لویبادی آغاز شود.
تغییر در دستگاه عصبی خودمختار میتواند به افت فشار خون وضعیتی (کاهش فشار خون هنگام ایستادن)، چربشدن پوست، افزایش شدید تعریق، بیاختیاری ادرار و تغییر عملکرد جنسی منجر شود. یبوست و اختلال تخلیهٔ معده در بیماران پارکینسون ممکن است شدید باشد و بیمار را دچار ناراحتی کرده یا حتی سلامت او را به خطر بیندازد.تغییر در ادراک ممکن است شامل نقص حس بویایی، مشکل در حس بینایی، درد و خوابرفتگی (سوزنسوزنشدن و بیحسی) باشد. تمامی این علائم میتواند سالها پیش از تشخیص پارکینسون ظاهر شود.
معاینه بالینی و علائم اولیه
تصویربرداری و آزمایش های تکمیلی( mri -ct scan )
تشخیص اولیه بیماری پارکینسون مستلزم بررسی دقیق شرح حال پزشکی و آزمایش نورولوژی توسط پزشک است. در این مرحله، تمرکز بر تأیید علائم حرکتی (برادیکنزیا، لرزش در حال استراحت و غیره) و آزمایشهای تکمیلی برای تشخیص بالینی است. یافتن جسم لویی در میانمغز معمولاً اثبات نهایی و قطعی برای تأیید ابتلا به پارکینسون است.
پارکینسونیسم یا بیماریهای شبیه به آن ممکن است علل دیگری داشته باشد. سکته، مصرف برخی داروها و مواد سمی میتواند موجب «پارکینسونیسم ثانویه» بشود و باید طی معاینه مورد ارزیابی قرار بگیرد. سندرومهای پارکینسونپلاس مانند فلج فوقهستهای پیشرونده و آتروفی سیستم چندگانه نیز باید مورد توجه قرار گرفته و کنار گذاشته شوند زیرا درمان و روند پیشرفت آنها متفاوت است (داروهای ضدپارکینسون معمولاً در کنترل علائم سندرومهای پارکینسونپلاس اثر کمتری دارند). سرعت پیشرفت بالا، اختلالات شناختی اولیه یا عدم تعادل بدن، لرزش خفیف یا تقارن در ابتدای ظهور بیماری ممکن است نشاندهنده پارکینسونپلاس باشد و نه خود پارکینسون.
سیتی اسکن افراد مبتلا به پارکینسون معمولاً طبیعی به نظر میرسد.
ام آر آی روش دقیقتری برای تشخیص این بیماری در طی زمان است، بهخصوص از طریق T2 و تصویربرداری مغناطیسپذیرشده در میدان مغناطیسی با قدرت حداقل 3T، که هردو آنها میتوانند عدم وجود الگوی تصویری «دم پرستو» در توده سیاه پشتی را نشان بدهند.در یک متاآنالیز، عدم وجود این الگو، حساسیت و ویژگی بالایی در بیماری پارکینسون داشتهاست.
سیتی اسکن و ام آر آی برای کنارگذاشتن بیماریهای دیگری که ممکن است علل ثانوی پارکینسونیسم باشند هم به کار میرود، بیش از همه در مورد انسفالیت و سکته مغزی، و در برخی موارد عواملی مانند تومور عقدههای قاعدهای و هیدروسفالی.
جرقهنگاری میوکارد Iodine-123-meta-iodobenzylguanidine میتواند به یافتن عصبزدایی عضلات پیرامون قلب کمک کند که به نوبه خود در تشخیص پارکینسون مفید است.
نشانهای شبیه به نشان روی کیک Hot Cross Bun که اغلب در ام آر آی مبتلایان به آتروفی سیستم چندگانه دیده میشود.
پارکینسونیسم ثانوی - علل مختلف پارکینسونیسم را میتوان با بررسی دقیق شرح حال بیمار، معاینه جسمی و تصویربرداری متناسب از یکدیگر افتراق داد.
سندروم پارکینسونپلاس - چندین بیماری میتواند بخشی از گروه پارکینسونپلاس قلمداد شود از جمله سندروم کورتیکوبازال، آتروفی سیستم چندگانه، فلج فوقهستهای پیشرونده و دمانس لویبادی. تشخیص افتراقی را میتوان با بررسی دقیق سابقه بیمار و وضع جسمی (به خصوص با تمرکز بر ظهور علائم مشخص)، پیشرفت بیماری و پاسخ به دارو انجام داد.
• سندروم کورتیکوبازال - مقاومت به لوودوپا، میوکلونوس (پرش عضلانی)، دیستونی، ضعف کورتیکوسنسوری، آپراکسی و زبانپریشی بیانی.
• آتروفی سیستم چندگانه - مقاومت به لوودوپا، پیشروی سریع، ضعف حرکات خودمختار، سوت تنفسی، وجود رفلکس کف پا، آتاکسی مخچهای و یافتههای مشخص در ام آر آی.
• فلج فوقهستهای پیشرونده - مقاومت به لوودوپا، نگاه عمودی محدود، یافتههای مشخص در ام آر آی، و مشکلات تعادلی متفاوت و زودرس.
• دمانس لویبادی - مقاومت به لوودوپا، غلبه علائم شناختی قبل از بروز علایم حرکتی و علائم شناختی دارای نوسان (توهمات دیداری در این بیماری بسیار شایع است اما بیماران پارکینسون هم دچار این توهمات میشوند).
• لرزش اساسی (رعشه یا ترمور اسنشیال) - این بیماری در ابتدا ممکن است شبیه به پارکینسونیسم باشد اما تفاوتهای متمایزکننده و کلیدی دارد. در این بیماری، لرزش در زمان حرکت بدتر میشود (در حالی که در پارکینسون بهتر میشود) و علائم مشترک چندانی با پارکینسون ندارد. DaT scan نرمال است.
برخی بیماریهای دیگر که ممکن است نشانههایی شبیه به پارکینسون داشته باشند عبارتند از:
• آرتروز-• بیماری کروتزفلد جاکوب-• دیستونی-• افسردگی-• سندروم آتاکسی-
• دمانس پیشانیگیجگاهی و پارکینسونیسم مربوط به کروموزوم ۱۷-• بیماری هانتینگتون
• انباشتگی نهانزاد کلسیم در عقدههای قاعدهای-• تخریب عصبی با تجمع آهن در مغز-• هیدروسفالی با فشار طبیعی-
• آهستگی وسواسی-• پارکینسونیسم سایکوژنیک (دارای ریشه روانی)-• بیماری ویلسون
ژنتیک و عوامل وراثتی
قرارگیری درمعرض سموم محیطی
فرآیندهای پیری و تحلیل نورونی
قرار گرفتن در معرض سموم حشرهکش و آفتکش و استثناً در بعضی موارد سابقه آسیب دیدن مقطعی سر، با پارکینسون مرتبط شدهاند اما ریسک آنها متوسط است. کسانی که هرگز سیگار نکشیده و هرگز نوشیدنی کافئیندار نخوردهاند کمی بیش از سایرین ریسک ابتلا به پارکینسون دارند.
برخی داروهای پزشکی در مواردی از پارکینسونیسم دخیل شناخته شدهاند. پارکینسونیسم ناشی از دارو، معمولاً با توقف استفاده از داروی موردنظر، قابل برگشت است. برخی از این داروها عبارتند از:
• فنوتیازین (کلرپرومازین، پرومازین و غیره)
• بوتیروفنون (هالوپریدول، بنپریدول و غیره)
• متوکلوپرامید
• تترابنازین
امپیتیپی دارویی است که میدانیم باعث پارکینسونیسم برگشتناپذیر میشود و معمولاً در تحقیقات مدلهای حیوانی به کار میرود.
برخی توکسینها ممکن است باعث پارکینسونیسم شوند از جمله منگنز و کربن دیسولفید.
عوامل ژنتیک-ساختار ژن پارکین
تحقیقات نشان دادهاست که پارکینسون، حاصل تعاملی پیچیده میان عوامل ژنتیک و عوامل محیطی است.
تا کنون، جهش ژنتیکی در حداقل ۱۱ اتوزوم غالب و ۹ اتوزوم مغلوب شناخته شده که در ایجاد پارکینسون موثرند.
جهش ژن SNCA نیز در ابتلا به پارکینسون مهم است زیرا پروتئین مرتبط با آن یعنی آلفا-سینوکلئین، ماده اصلی تشکیلدهنده جسم لویی است که در مغز مبتلایان پارکینسون جمع میشود.
جهش در برخی ژنها از جمله SNCA, LRRK2 و GBA جزو عوامل ریسکزا در ایجاد پارکینسون انفرادی (یعنی غیرخانوادگی) شناخته شدهاست. جهش در ژن LRRK2، شایعترین دلیل شناختهشده در ابتلا به پارکینسون خانوادگی و انفرادی است: ۵ درصد در افراد دارای تاریخچه خانوادگی پارکینسون، و ۳ درصد در موارد انفرادی.جهش در ژن GBA بزرگترین ریسک ژنتیک در ابتلا به پارکینسون است.
در پارکینسونیسم عروقی، علائم پارکینسون در ترکیب با حوادث عروقی (مانند سکته مغزی) حاضرند. آسیبدیدگی مسیرهای دوپامینرژیک هم در پارکینسونیسم عروقی دیدبیماری پارکینسون (parkinson's Disease )، به اختصار PD، اختلال پیشرونده، مخرب و درازمدت دستگاه عصبی مرکزی است که عمدتاً سیستم حرکتی بدن را مختل میکند که با کندی حرکات و رعشه و سفتی عضلات همراه است. نشانههای این بیماری معمولاً آرام و بهتدریج ظاهر میشوند و با پیشرفت بیماری، علائم غیرحرکتی نیز بروز میکنند. آشکارترین نشانههای زودرس این بیماری عبارتند از لرزش، خشکی در حرکت بدن، آرامشدن حرکات و دشواری در راهرفتن. نشانههای شناختی و رفتاری این بیماری نیز در اغلب افراد معمولاً به شکل افسردگی، اضطراب و فقدان علاقه و هیجان بروز میکند. در مراحل پیشرفتهٔ بیماری پارکینسون، بعضاً زوال عقل نیز شایع است. فرد مبتلا به پارکینسون ممکن است مشکلاتی در خوابیدن و سیستم حواس خود نیز تجربه کند.
نشانههای حرکتی این بیماری به علت از بین رفتن سلولها در تودهٔ سیاه مغز و در نتیجه کاهش دوپامین (که یک انتقالدهندهٔ عصبی است) رخ میدهد.
اگرچه علت بروز بیماری پارکینسون کاملاً مشخص نیست، اما میدانیم که هر دو فاکتور ژنتیکی و محیطی در بروز آن نقش دارند. از این میان میتوان به فاکتورهایی مانند افزایش سن، پیشینهٔ خانوادگی ابتلا به بیماری پارکینسون، جهشهای ژنتیکی، جنسیت، قرار گرفتن در معرض سموم دفع آفات، مصرف برخی داروها و پیشینهٔ آسیب و جراحت مغز بهعنوان عوامل بروز این بیماری اشاره کرد. مصرفکنندگان تنباکو و قهوه و چای، ریسک کمتری برای ابتلا به پارکینسون دارند.
افراد مبتلا به پارکینسون که آگاهی عمومی دربارهٔ این بیماری را افزایش دادهاند
عبارتند از محمدعلی کلی (بوکسور مشهور)، مایکل جی. فاکس (بازیگر)، دیویس فینی (دوچرخهسوار المپیک) و آلن آلدا (بازیگر).
رده بندی
بیماری پارکینسون شایعترین نوع پارکینسونیسم است و بعضاً «پارکینسونیسم ایدیوپاتیک» نامیده میشود که یعنی پارکینسونیسم بدون علت شناختهشده.
ردهبندی پارکینسون به عنوان سینوکلئینپاتی، این بیماری را از سایر بیماریهای زوال عصبی مانند آلزایمر متمایز میکند زیرا در آلزایمر، نوع دیگری از پروتئین به نام پروتئین تاو در مغز جمع میشود.
بین بیماریهای ردهٔ تاوپاتی و سینوکلئینپاتی، همپوشانیهای بالینی و پاتولوژیک قابلتوجهی وجود دارد اما تفاوتهایی نیز به چشم میخورد. مبتلایان به بیماری آلزایمر، برخلاف مبتلایان پارکینسون، اغلب دچار از دست رفتن حافظه میشوند. نشانههای اصلی و اساسی پارکینسون (کندی حرکات، لرزش، خشکی و بیثباتی وضعیت بدن) معمولاً جزو نشانههای آلزایمر نیستند.
نشانهها و علائم پارکینسون
شناختهشدهترین علائم پارکینسون، علائم حرکتی هستند. علائم غیرحرکتی شامل اختلال در دستگاه عصبی خودمختار، مشکلات عصبی-روانی (تغییر خلقوخو، تواناییهای شناختی، رفتار یا فکر)، مشکلات حسّی (بهخصوص تغییر حس بویایی) و مشکلات مربوط به خواب نیز در مبتلایان این بیماری شایع هستند. برخی از این علائم غیرحرکتی ممکن است در زمان تشخیص بیماری نیز وجود داشته باشند.
تا کنون هیچ علاجی برای بیماری پارکینسون پیدا نشدهاست. مصرف دارو، جراحی و مداوای جسمی میتواند بیمار را تسکین داده و کیفیت زندگی او را بهبود بخشد و نسبت به مداواهای موجود برای سایر اختلالات نورولوژیک (مانند بیماری آلزایمر، بیماری نورون حرکتی و سندرومهای پارکینسونپلاس) به مراتب موثرتر است. خانوادههای دارویی مفید برای مداوای علائم حرکتی پارکینسون، عبارتند از لوودوپا که همیشه با یک بازدارنده دوپا دکربوکسیلاز، و گاهی با یک بازدارنده COMT، ترکیب میشود، آگونیستهای دوپامین، و بازدارندههای مونوآمین اکسیداز. مرحله بیماری و سن ظهور بیماری تعیین میکند که کدام گروه دارویی برای بیمار مفیدتر است.
هدف از مداوا در مراحل اولیه بیماری، برقرارکردن یک بدهبستان بهینه میان کنترل علائم بیماری و مداوای عوارض جانبی است. ممکن است پزشک تصمیم بگیرد که آغاز مداوا با لوودوپا را میتوان عقب انداخت و به جای آن از داروهای دیگری مانند بازدارندههای مونوآمین اکسیداز و آگونیستهای دوپامین استفاده کرد به امید آنکه ظهور مشکلات ناشی از مصرف لوودوپا به تعویق بیفتد. با وجود این، لوودوپا کماکان موثرترین مداوا برای علائم حرکتی پارکینسون است و مصرف آن را نباید برای کسانی که کیفیت زندگیشان لطمه خورده به تأخیر انداخت.
درمان دارویی (لوودوپا،آگونیست های دوپامینرژیک)
درمان های غیردارویی (فیزیوتراپی،ورزش،کاردرمانی)
روش های پیشرفته مانند تحریک عمیق مغز ( DBS )
علائم حرکتی پارکینسون، نتیجه کاهش تولید دوپامین در عقدههای قاعدهای مغز است. دوپامین از سد خونی مغزی عبور نمیکند، بنابراین نمیتواند به عنوان دارو برای افزایش سطح پایین دوپامین در مغز استفاده شود، اما یک پیشماده دوپامین یعنی لوودوپا میتواند عبور کند، به مغز برسد و در آنجا بلافاصله به دوپامین تبدیل شود. مصرف لوودوپا علائم حرکتی پارکینسون را موقتاً از بین میبرد. لوودوپا طی ۴۰ سال گذشته شایعترین درمان پارکینسون بودهاست.
فقط ۵ تا ۱۰ درصد لوودوپا از سد خونی مغزی عبور میکند. بخش زیادی از لوودوپای باقیمانده در بخشهای دیگر بدن متابولیز و باعث طیف مختلفی از عوارض جانبی میشود از جمله تهوع، استفراغ و افت فشارخون وضعیتی.کاربیدوپا و بنسرازید،
مصرف لوودوپا در درازمدت منجر به ایجاد مشکلاتی مانند حرکات غیرارادی (دیسکینزی) و نوسان در اثربخشی دارو میشود. .اغلب بیماران پارکینسون در نهایت نیاز به لوودوپا پیدا میکنند و پس از آن دچار نوسانات و دیسکینزی ناشی از لوودوپا میشوند.
پروتئین COMT لوودوپا را به 3-O-methyldopa تبدیل میکند. بازدارندههای COMT به توقف این واکنش کمک میکنند و اجازه میدهند که لوودوپای بیشتری از سد خونی مغزی عبور کرده و در مغز به دوپامین تبدیل شود.
طی روند پارکینسون، بیمار ممکن است حالتی را تجربه کند که به نام «پدیده زائلشدن» (wearing off phenomenon) شناخته میشود. در این حالت، بیمار درست قبل از مصرف دوز بعدی لوودوپا، دچار بازگشت علائم بیماری میشود. COMT پروتئینی است که لوودوپا را پیش از عبور از سد خونی مغزی تضعیف میکند و این بازدارندهها باعث میشوند مقدار بیشتری از لوودوپا بتواند عبور کند و به مغز برسد. این .
سه بازدارنده COMT برای درمان بیماران بزرگسالی که در پایان هر دوز دچار نوسانات حرکتی میشوند در دسترس است - اوپیکاپون، انتاکاپون و تولکاپون.
چند نوع از آگونیستهای دوپامین که به گیرندههای دوپامین در مغز میچسبند، تأثیری مشابه لوودوپا دارند. آگونیستهای دوپامین در ابتدا به عنوان درمانی تکمیلی در کنار لوودوپا و برای افرادی که مشکلاتی در مصرف لوودوپا داشتند (نوسانهای «خاموش» و «روشن» و دیسکینزی) به کار میرفت؛ اما در حال حاضر عمدتاً به تنهایی و به عنوان اولین درمان برای علایم حرکتی پارکینسون به کار میروند. هدف از این کار به تأخیر انداختن آغاز درمان با لوودوپا و به تبع آن عقب افتادن ظهور مشکلات مصرف لوودوپا است. آگونیستهای دوپامین عبارتند از بروموکریپتین، پرگولید، پرامیپکسول، روپینیرول، کابرگولین، آپومرفین و لیسوراید.
هرچند آگونیستهای دوپامین نسبت به لوودوپا اثربخشی کمتری در کنترل علائم حرکتی پارکینسون دارند
آپومرفین که یکی از آگونیستهای دوپامین است، ممکن است برای کاهش دورههای «خاموش» (OFF) و دیسکینزی در مراحل انتهایی پارکینسون استفاده شود.این دارو فقط با تزریق متناوب یا تزریق زیرجلدی مداوم استفاده میشود.
بازدارندههای MAO-B (سافینامید، سلژیلین و راساگیلین) با جلوگیری از فعالیت مونوآمین اکسیداز B (آنزیمی که دوپامین را میشکند) باعث افزایش میزان دوپامین در عقدههای قاعدهای مغز میشوند. یافتهها نشان دادهاست که این ماده وقتی به عنوان تکدارو (به تنهایی) استفاده میشود برای کمک به بهبود علائم حرکتی مفید است و وقتی همراه با لوودوپا استفاده شود، طول دورههای خاموش (OFF) بیمار را کاهش میدهد.
داروهای دیگر از قبیل آمانتادین و آنتیکولینرژیکها ممکن است برای درمان علائم حرکتی مفید باشند اما شواهد اثرگذاری آنها فاقد کیفیت لازم است بنابراین به عنوان نخستین انتخاب در درمان استفاده نمیشوند. علاوه بر علائم حرکتی، پارکینسون طیف متنوعی از علائم دیگر هم دارد و چندین دارو برای درمان برخی از این مشکلات استفاده شدهاند، از جمله کوئتیاپین برای سایکوسیس، بازدارندههای کولیناستراز برای دمانس، و مدافینیل برای خوابآلودگی شدید روزانه.
درمان علائم حرکتی با جراحی در زمان خود روش بسیار رایجی بود اما پس از کشف لوودوپا، تعداد جراحیها کاهش یافتهاست..جراحی برای پارکینسون را میتوان به دو گروه اصلی تقسیم کرد: ضایعهای (lesional) و تحریک عمقی مغز (DBS).مناطق هدف در جراحی DBS و ضایعهای عبارتست از تالاموس، گلوبوس پالیدوس یا هستهٔ زیر تالاموسی. در جراحی DBS، الکترودهایی در داخل مغز بیمار قرار داده میشوند.
طبق آمار موجود مبتلایان به پارکینسون سه برابر کمتر از همسالان خود که به این بیماری مبتلا نیستند، فعالیت ورزشی دارند.پیشنهاد میشود که بیماران پارکینسون برنامه ورزش داشته باشند.برخی شواهد نشان دادهاند که مشکلات گفتاری یا حرکتی میتواند با توانبخشی درمنزل بهبود یابد، فیزیوتراپیستها قادرند راهکارهای مختلفی برای بهبود توان حرکت و ایمنی فرد ارائه کنند از جمله استفاده از تجهیزات کمکی (پیادهروی با میله یا تردمیل)، گراهای کلامی (دستی، دیداری و شنیداری)، تمرین بدنی (راهپیمایی و تمرینهای کششی PNF)، تغییر محیط (تغییر در سطوح، دروندادها، بسته و باز بودن).
مراقبت تسکینی نوعی مراقبت پزشکی خاص برای افراد مبتلا به بیماریهای شدید از جمله پارکینسون است. هدف از این نوع مراقبت، ارتقای کیفیت زندگی بیمار مبتلا به پارکینسون و خانواده او، و تسکین علائم، درد و استرس بیماری با انجام تزریقات دارویی و سرم تراپی درمنزل است است. از آنجا که
مراقبت تسکینی نباید به مراحل انتهایی بیماری محدود شود. متخصصان مراقبت تسکینی میتوانند در بهبود علائم جسمی، مشکلات احساسی مانند ازدسترفتن توان فیزیکی و شغل، ترس و دغدغههای وجودی به فرد کمک کنند.
مبتلایان پارکینسون ممکن است در جریان پیشرفت بیماری مجبور شوند تصمیمات دشواری بگیرند، مثلاً استفاده از لوله تغذیه بینی معده ای( سوند معده-ان جی)، تهویه غیر تهاجمی یا تراکستومی، تصمیم فرد درخصوص انجام یا عدم انجام احیای قلبی ریوی، و زمان استفاده از مراقبت در مراحل آخر زندگی (hospice).
عضلات و اعصابی که روند گوارش را کنترل میکنند هم ممکن است تحت تأثیر بیماری پارکینسون قرار بگیرند که باعث یبوست و فلج معده (باقی ماندن غذا در معده بیش از حد طبیعی) میگردد. توصیه میشود بیماران پارکینسون، بر اساس ارزیابیهای تغذیهای دورهای، رژیم غذایی متعادلی داشته باشند به نحوی که جلوی کاهش یا افزایش وزن گرفته شده و پیامدهای اختلالات معدهای به حداقل برسد. با پیشروی بیماری ممکن است دشواری در بلع (دیسفاژی) ایجاد شود. در این موارد، استفاده از مواد غلظتدهنده و صاف نشستن هنگام غذاخوردن میتواند مفید باشد و جلوی پریدن غذا در گلو را بگیرد. در موارد حاد، میتوان با گاسترکتومی غذا را مستقیماً به معده رساند.
علائم پارکینسون
درمان بیماریهای عصبی
نقش دوپامین در مغز
تحریک عمیق مغز (DBS)